فرزند ما

متن مرتبط با «یهویی» در سایت فرزند ما نوشته شده است

ماجرای مشهد یهویی

  • نیلوبلاگ

    مشهد یهوییدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.روز پنج شنبه 8 مهر، ساعت 11:30 صبح! داشتم ناهار درست میکردم (آلبالو پلو) که بابا محسن زنگ زد و گفت: بریم مشهد؟!!!!!!! شوک شدم و کمی با هم صحبت کردیم و آخرش گفتم: اومدی خونه تصمیم میگیریم. 12:30 بود فکر کنم که بابا اومد و ناهار خوردیم و قرار شد بریم مشهد! من شروع کردم وسیله جمع کردن و بابا هم یه خواب کوتاه کرد. ساعت 3 حرکت کردیم طرف مشهد. بین شاهرود-سبزوار بابا ماشین داد تا من رانندگی کنم، بار اول تو جاده. تجربه خو...

    ادامه مطلب
  • مشهد یهویی

  • نیلوبلاگ

    روز پنج شنبه 8 مهر، ساعت 11:30 صبح! داشتم ناهار درست میکردم (آلبالو پلو) که بابا محسن زنگ زد و گفت: بریم مشهد؟!!!!!!! شوک شدم و کمی با هم صحبت کردیم و آخرش گفتم: اومدی خونه تصمیم میگیریم. 12:30 بود فکر کنم که بابا اومد و ناهار خوردیم و قرار شد بریم مشهد! من شروع کردم وسیله جمع کردن و بابا هم یه خواب کوتاه کرد. ساعت 3 حرکت کردیم طرف مشهد. بین شاهرود-سبزوار بابا ماشین داد تا من رانندگی کنم، بار اول تو جاده. تجربه خوبی بود. شما یک کمی خوابیدی و ما هم واقعا برای رفتن عجله نکردیم. شکرخدا 10 بود که ...

    ادامه مطلب