فرزند ما

متن مرتبط با «بیماری پروانه ای» در سایت فرزند ما نوشته شده است

شمال در پاییز

  • نیلوبلاگ

    خانم خانوما، سه هفته از سرماخوردگیت نگذشته بود که دوباره سرما خوردی. آبریزش و گلودرد داشتی و دو روز خیلی خیلی اذیت شدی و شبها نیم ساعت یکبار بیدار میشدی گریه میکردی. بعد از سه روز بهتر شدی و سرفه افتادی. سرفه هات شدید شد و با پنبه داغ کردن مامان شهناز و شربت گیاهی بهتر شدی. بابا محسن هم شروع سرماخور...

    ادامه مطلب
  • سفر دایی شهرام

  • نیلوبلاگ

    خوش به حالت دخترکم که کوچیکی و چیزی از وقایع این چند روز یادت نمیمونه... دایی شهرام یک هفته خونه مامان شهناز خوابیده بود. مریض بود. ما تقریبا هر روز رفتیم پیششون. دایی رفت شیراز برای پیوند کبد، که دیگه بر نگشت... خوش به حالت که نمیدونی دور و برت چه خبره میخوام این پست رو از حرفای دایی شهرام بگم. خیل...

    ادامه مطلب
  • بیماری

  • نیلوبلاگ

    محرم تموم شد و همه مون مریض شدیمxa0 شما بعد از خوب شدن سرماخوردگیت، یک شب از شدت تهوع 5-6 بار بیدار شدی و جیغ بالا و بالا آوردی. صبحش هم اسهال بودی. بردمت دکتر و برای تهوع بهت آمپول دمیترون زد. آب هم بالا میاوردی مثل عید! فدات شم که آمپول هم خوردی و گریه کردی. دو سه روز اسهال بودی و بعد خوب شدی و مجدد یک روز دیگه حالت تهوع داشتی! خر ویروسی بود بابا محسن هم نزدیک یک هفته به خاطر سرماخوردگی خونه افتاده بود. من هم 11 محرم پنی سیلین زدم و تا چند روز حالم بد بود، هم برای سرماخوردگی، هم تیروئیدیت و هم...

    ادامه مطلب
  • این روزها

  • نیلوبلاگ

    این چند وقت، فقط بزرگ شدی! همه چیزو میفهمی، همه حرکات مارو ضبط میکنی و زیر نظر داری. خیلی بیشتر خودتو بهم میچسبونی. البته فکر میکنم به خاطر دو روزی بود که من و بابا صبح تا غروب رفتیم سمنان واسه کلاس های نظام مهندسی و شما یه روز پیش مامان جون و یه روز پیش مامان شهناز بودی. انگاری اذیت شدی از نبودنمون. یک روز هم واسه امتحان نزدیک 4-5 ساعت پیش مامان شهناز موندی که خیلی اذیتش کردی. توی جمع دوتا خونواده عصبی هستی و همه اش داد میزنی و زور میگی. ولی اگه تنها باشی خیلی دختر خوبی هستی و اذیت نمیکنی زری ج...

    ادامه مطلب