فهمیده شدی، چیزی نمیتونم از شدت فهم و درکت بگم! فقط همین که فهمیده شدی
فقط هنوز کمی جیغ میزنی و بداخلاقی
حرفهای با مزه ای این مدت زدی که بعضی هاشو نوشتم و خدا بخواد سر فرصت میام مینویسم
حدود 2 هفته ست از صبح بیدار میشی میگی برم مامان جون! وقتی میری هم برنمیگردی و هی میگی می باشم!
خیلی بزرگ شدی، خودت دستشویی میری، خیلی خیلی وقته که پی پی هم توی شرت نمیکنی و میری دستشویی
به گاز میگی: قاز!
به بی نهایت میگی: بی هنایت
به کامپیوتر میگی: کامتینوعر
یه بار همه خونه زری جون بودیم، توی ماشین داشتم برات میگفتم که همه خونه زری جون هستن و ما داریم میریم اونجا. گفتی کیا هستن؟ تک تک اسم همه رو گفتم. آخرش گفتی: دایی شهرام هم نمیاد!!! الهی فدات شم که هنوز یادته و یادش میکنی
یه بار هم دستامو به هم میمالیدم گفتی: مث دایی شهرام!
خیلی دوستت دارم خوشگلم
فرزند ما...ما را در سایت فرزند ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17