در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «مسافرت روزه دار» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مسافرت و این روزها
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
فرزند ما دسترسی پیدا کنید
صبح روز هشتم فروردین، با باباحاجی و مامان شهناز رفتیم شمال. توی راه شکرخدا خوب بودی و اذیت نکردی. از ساری تا قائمشهر خوابیدی! خونه دایی کریم مستقر شدیم. ناهار خونه باباکرم بودیم و شما خیلی جیغ زدی و اذیت کردی. تا شب همین برنامه بود و اصلا آروم قرار نداشتی. روز دوم ابی اینا اومدن و شما یک کمی با رایا بازی کردی و یک کمی بهتر شدی و چندجا عید دیدنی رفتیم. روز سوم اما کلافه مون کردی. یبوست گرفتی و خیلی گریه کردی. همه اش دست منو می گرفتی و میگفتی مامان تموم شد! یعنی پی پی کردی تموم شد!!! و پشتش میگفتی لالا!!! خونه دایی اینقدر گریه کردی که همه کلافه بودن. میدونستم اگ...
ادامه مطلب این چند وقت، فقط بزرگ شدی! همه چیزو می فهمی، همه حرکات مارو ضبط میکنی و زیر نظر داری. خیلی بیشتر خودتو بهم میچسبونی. البته فکر میکنم به خاطر دو روزی بود که من و بابا صبح تا غروب رفتیم سمنان واسه کلاس های نظام مهندسی و شما یه روز پیش مامان جون و یه روز پیش مامان شهناز بودی. انگاری اذیت شدی از نبودنمون. یک روز هم واسه امتحان نزدیک 4-5 ساعت پیش مامان شهناز موندی که خیلی اذیتش کردی.
توی جمع دوتا خونواده عصبی هستی و همه اش داد میزنی و زور میگی. ولی اگه تنها باشی خیلی دختر خوبی هستی و اذیت نمیکنی
زری جون شعر دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده بهت یاد داد. خیلی وقته ی...
ادامه مطلب